سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
13
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى)
[ كلام در اطراف عبارت على ما انعم ] اين اشكال و سؤال در آيه زمانى جاى طرح و بحث دارد كه [ باسم ] متعلّق به [ اقرء ] اوّل در اين سوره باشد و اما اگر آن را متعلّق به [ اقرء دوم ] بدانيم بحث مذكور از اصل ساقط و زائل مىباشد . قوله : و ان كان ذكر اللّه اهم : كلمه [ واو ] حاليّه بوده و [ ان ] زائده است و تقديم كلام چنين است : و الحال انّ ذكر لفظ الجلالة و هو اللّه اهمّ من كل شئ . قوله : نظرا الى ذاته : ضمير در [ ذاته ] به [ اللّه ] راجع است و اينجمله علّتست براى اهم بودن ذكر لفظ جلاله . و وجه آن اينست كه لفظ اللّه بر ذاتى دلالت دارد كه علّت العلل و مقدّم بر تمام اشياء است هم بحسب وجود و هم باعتبار رتبه چنانچه در محلّش مقرّر است . متن : على ما انعم . شرح عربى اى على انعامه ، و لم يتعرّض للمنعم به ايهاما لقصور العبارة عن الاحاطة به ، و لئلّا يتوهّم اختصاصه بشئ دون شئ . ترجمه شارح در ذيل عبارت مصنف كه ميگويد [ على ما انعم ] ، چنين آورده كه مقصود از اين عبارت [ انعام ] به صيغه مصدر مىباشد . و مصنف در اينجا نامى از منعمبه نياورد و متعرّض ذكر آن نگرديد زيرا عبارت از احاطه به آن قاصر و غير وافى است و نيز جهت ديگرش آنست كه توهّم اين امر نشود كه حمد در مقابل برخى از نعمتها بوده دون بعض ديگر .