سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

8

تفصيل الفصول في شرح معالم الأصول (فارسى)

قوله : فلا يحصى نعمه العادون : كلمه « فاء » به معناى سببيّت است و « لا يحصى » يعنى نمىتوانند بشمرند و « نعمه » جمع « نعمت » بوده و ضمير مضاف اليه به « اللّه » راجع است و كلمه « العادون » فاعل « لا يحصى » مىباشد . قوله : المتطوّل بالمنن الجسام : كلمه « المتطوّل » به صيغه اسم فاعل از « طول » بفتح طاء به معناى اعطاء مىباشد . و « المنن » بكسر ميم و فتح نون جمع منّت به معناى عطيّه مىباشد . و « الجسام » بكسر جيم جمع « جسيم » به معناى عظيم مىباشد . قوله : فلا يقوم بواجب شكره الحامدون : كلمه « فاء » به معناى سببيّت بوده و « لا يقوم » يعنى قيام نمىكند و انجام نمىدهد . و اضافه « واجب » به « شكر » از قبيل اضافه صفت به موصوف است و ضمير مضاف اليه در « شكره » به « اللّه » راجع بوده و مقصود از « شكر » در اينجا همان حمد و ستايش است و « الحامدون » فاعل است براى « لا يقوم » . قوله : القديم الابدىّ فلا ازلىّ سواه : قديم در اصطلاح متكلّمين و حكماء به دو معنا اطلاق شده : الف : موجودى كه مسبوق به غير نباشد در مقابل حادث كه موجود ديگرى بر او سابق است . ب : موجودى كه مسبوق به عدم نباشد در قبال حادث كه قبل از وجودش عدم بوده . و لفظ « ابدىّ » يعنى آنچه قابل فناء و زوال نباشد . و كلمه « ازلىّ » در لغت يعنى بدون اوّل و در اصطلاح بموجودى كه اعمّ از قديم باشد اطلاق مىگردد و در اينجا مقصود موجودى است كه اوّل نداشته باشد بنابراين مرادف قديم است . و ضمير در « سواه » به اللّه راجع است .