سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
544
تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى)
واقع شده و هر دو هم مشهور باشد مثلا مشهور شود كه نماز جمعه حرام است از طرف ديگر شهرت قائم باشد كه اين نماز واجب است مسلّما اين امر قابل تحقّق و وجود نيست با توجّه به اين امر مىگوئيم : پس چطور سائل در اين روايت شهرت در دو طرف مسئله و حكم را فرض نموده و محضر امام عليه السّلام عرضه مىدارد : اى آقاى من : هر دو مشهور ، و از شما بما رسيده است . پس بنابراين اين فقره از حديث نيز شاهد واضح و گواه زندهاى است كه مراد از شهرت ، شهرت روائى است يعنى روايتى را بايد اخذ نمود كه تمام روات حتّى روات روايت ديگر اين را نقل يا تدوين نمودهاند بخلاف حديث ديگر كه جميع رواة آن را نقل ننموده يا در كتب احاديث درج و تدوين نكردهاند . البتّه بديهى است كه شهرت به اين معنا ممكن است راجع به يك حكم در دو روايت متعارض تحقّق پيدا كند مثلا روايتى كه حكم به حرمت نماز جمعه نموده مشهور بوده و تمام آن را نقل و در كتب ضبط كردهاند در مقابل روايت ديگرى كه حكم بوجوب آن كرده نيز مشهور و بهطورى است كه همچون آن روايت نقل و در كتابهاى حديث ثبت شده است . مؤلّف گويد : وضوح عبارات مذكوره مقتضى است كه توضيح و شرح بيشتر داده نشده و به همين مقدار از شرح و ترجمه اكتفاء شود . متن : و من هنا يعلم الجواب عن التّمسّك بالمقبولة و انّه لا تنافى بين اطلاق المجمع عليه على المشهور و بالعكس حتّى تصرف احدهما عن ظاهره بقرينة الآخر ، فانّ اطلاق المشهور فى مقابل الاجماع انّما هو اطلاق حادث ، مختصّ بالاصوليّين و الّا فالمشهور هو الواضح المعروف و منه « شهر فلان سيفه » و « سيف شاهر » . فالمراد انّه يؤخذ بالرّواية الّتى يعرفها جميع اصحابك و لا ينكرها احد منهم و يترك ما لا يعرفه الّا الشّاذ و لا يعرفها الباقى . فالشّاذ مشارك للمشهور فى معرفة الرّواية المشهورة و المشهور لا يشارك الشّاذ فى معرفة الرّواية الشّاذة و لهذا كان الرّواية المشهورة من قبيل « بيّن الرّشد » و الشّاذّ