سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
14
تشريح المقاصد في شرح الفرائد (فارسى)
ما پس از مراجعه به عقل خود و تأمّل در آن وجهى كه موجب استحاله تعبّد به خبر واحد باشد نمىيابيم . سپس براى تأييد تقرير خود مىفرماين : در حكم بامكان تقرير و تقريبى كه ما آورديم تنها طريقى است كه عقلاء مشى نموده و امكان ثبوتى اشياء را با همين بيان اثبات مىكنند . شرح مقصود حاصل استدلال مشهور اينست كه : ما قاطع و جازم هستيم كه از اعتماد به خبر واحد و عمل به آن هيچ محذور و محالى لازم نمىآيد لذا مىتوانيم بطور قطع و بتّ بگوئيم عمل بخبر واحد هيچ اشكال و استحالهاى ندارد . و شرح اشكال و مناقشه مرحوم مصنّف در اين تقرير اينست كه : كسى مىتواند ادّعاء يقين و جزم بعدم لزوم محال را بنمايد كه عقلش به كليّه محسّنات و مقبّحات فعل محيط بوده و هيچيك از جهاتى كه باعث قبيح بودن فعل مىشوند در آنها نيابد چه آنكه قطع مزبور معلول اين احاطه است و يقينا اين طرز تكلّم بر غير علّام الغيوب و راسخون در علم كه وجود اقدس حضرات معصومين سلام اللّه عليهم باشند روا و شايسته نمىباشد . امّا امثال ما كه علم و عقل و ادراكمان محدود و محصور است و گاه امور بسيار روشن و واضحى را غفلت داريم و احيانا معلومات گذشته را به واسطه ادنى مرور زمان فراموش مىنمائيم چطور ممكنست چنين ادّعائى نموده و عقلمان را بر تمام جهات حسن و قبح واقعى اشياء محيط و مسلّط بدانيم بنابراين بهتر اينست كه دليل بر امكان ثبوتى تعبّد و اعتماد بخبر واحد را اينطور تقرير نمائيم : پس از رجوع بعقل محدود و محصور خود چنين مىيابيم كه عقل ما بر جهتى كه موجب قبح يا استحاله تعبّد بخبر واحد باشد دست نيافته و به آن آگاه نشده است فلذا جواز تعبّد به آن را احتمال مىدهد و همين مقدار از تجويز عقلى كافى در امكان ثبوتى آن مىباشد و اين طريقى است كه عقلاء در حكم بامكان اشياء از آن راه سلوك و مشى مىنمايند چنانچه گفتهاند :