سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

792

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى)

الف : بناء عقلاء در امور عرفيّه‌اى كه دارند . ب : دلالت نصوص و اخبار وارده برآن . ج : اجماعى كه صاحبان فنّ ادّعاء نموده‌اند . نكته سوّم بنا به برخى از تعاريف و تفاسيرى كه براى استصحاب شده نبايد استصحاب محلّ اختلاف و نزاع باشد چه آنكه اگر آن را مثلا نفس بناء عقلاء بر ابقاء بدانيم جائى براى آن نيست كه بعضى آن را اثبات و گروهى نفى كنند زيرا بناء عقلاء بر ابقاء امرى است غير مورد انكار چنانچه در فرض مزبور در وجه و دليل استصحاب نبايد اقوال متعدّد وجود داشته باشد بلكه نفس بناء عقلاء مثلا اگر استصحاب بود دليلش با خودش بوده و در فحص از دليل نبايد وقت را گذراند و هركسى بامرى متمسّك شود . ولى اگر استصحاب طبق آنچه گفته و بيان كرديم عبارت باشد از : حكم به باقى بودن حكم يا موضوع ذى حكمى كه مشكوك البقاء است . جا دارد در ثبوت و مدركش اختلاف واقع شود پس از نفس اختلاف حضرات مىتوان كشف كرد كه استصحاب مورد نظر همين تفسير بوده و مرادشان از آن تعريف مذكور مىباشد . نكته چهارم ممكنست چنين توهّم شود كه چون برخى استصحاب را نفس بناء عقلاء بر بقاء دانسته‌اند لاجرم استصحاب حكم به ابقاء نيست بلكه همان بناء عقلاء مىباشد چه آنكه از معرّف و حدّ بنفس معرّف و محدود مىتوان پى برد .