سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
720
تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى)
تحرير و شرح حاصل عبارات مذكور اشكال و تعريضى است كه مرحوم مصنّف به صاحب معالم عليه الرّحمه دارند . مرحوم صاحب معالم بحث از مقدّمه واجب را مسئله لفظى دانسته است و دليل بر اينمدّعا دو امر مىباشد : الف : وى اين مسئله را در باب الفاظ ذكر كرده و اين خود قرينه بر آنست كه بحث در آن را لفظى مىداند و الّا وجهى براى اين نبود كه آن را در اين باب بياورد . ب : ايشان براى عدم وجوب مقدّمه اينطور دليل آوردهاند : دليلى كه دلالت بر وجوب واجب مىكند بهيچيك از دلالات سه گانه يعنى مطابقه تضمّن و التزام بر وجوب مقدّمه دلالت ندارد . چنانچه از اين استدلال بر مىآيد وجوب مقدّمه و عدم وجوبش از ابحاث لفظى است زيرا مستدلّ با انتفاء دلالات سه گانه لفظى وجوب آن را نفى كرده است در حالى كه اگر بحث مزبور از مسائل و مباحث عقلى مىبود براى اثبات وجوب يا نفى آن به طرز ديگر مىبايد استدلال مىشد . و بهر تقدير مرحوم مصنّف قبول ندارند كه بحث مقدّمه واجب ، بحث لفظى باشد بلكه همانطوريكه قبلا گذشت صحبت در آن از ملازمه و عدم ملازمه بين وجوب شيئ و وجوب مقدّمه آن است . و بعبارت ديگر : قائلين بوجوب و منكرين آن در مقام امكان و ثبوت ملازمه با يكديگر نزاع دارند باينمعنا كه قائلين بوجوب ميگويند وقتى امرى واجب شد عقل از وجوب مقدّمه آن اباء و استنكارى ندارد و منكرين معتقدند عقل نه بوجوب مقدّمه حكم مىكند و نه بعدم آن . بنابراين نزاع و اختلاف در مقام ثبوت و امكان ملازمه مىباشد و