سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
93
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى)
شارح گويد : مقصود از اين شباهت آنست كه اسم از نظر استعمال لازم داشته باشد طريقى از طروق حروف را يعنى مانند حروف عامله ، عامل بوده بدون اينكه معمول واقع شود و اينقسم از شباهت اصطلاحا به شباهت استعمالى معروف گشته و بقول مصنّف اسم در اين رابطه از فعل در عمل كردن نيابت نموده و از حرف در معمول واقع نشدن تبعيّت مىكند مانند اسماء افعال چه آنها اين قسم از اسماء عامل بوده بدون اينكه معمول واقع شوند چنانچه مذهب ارجح همين است و طبق اين رأى اسماء افعال ، اسم و علم شدهاند براى الفاظ افعال مناسب با آنها و براى آنها نه لفظا اعرابى است و نه محلّا . و در مقابل اين رأى دو مذهب ديگر وجود دارد كه يكى راجح و ديگرى مرجوح مىباشد . امّا رأى راجح اينستكه برخى از ادباء به آن متمايل شده و گفتهاند : اسماء افعال اسم و علم شدهاند براى معانى افعال مناسب با آنها نه الفاظشان و محلا مرفوع هستند تا مبتداء باشند . و امّا رأى مرجوح : بعضى ديگر گفتهاند اسماء افعال اسم و علم شدهاند براى مصادرى كه از افعال نيابت نمودهاند و محلا منصوبند تا مفعول مطلق باشند . سپس مصنّف مىگويد : ديگر از اقسام شباهت مدنى كه اسم را مبنى مىنمايد اينستكه اسم احتياج و نيازى اصلى به غير داشته باشد . شارح گويد : مقصود اينستكه اسم همچون حروف افتقار به غير داشته و بدون آن معناى مفهومى نداشته باشد مشروط به دو شرط : الف : آنكه نياز اسم به جمله باشد . ب : احتياج و نياز اصلى بوده نه عارضى .