سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

456

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى)

و فى جواب ، قول سائل : كيف زيد احذف المبتداء ، قل دنف اى مريض . فزيد ، المبتداء ، استغنى عنه اذ عرف . ترجمه و شرح : موارد جواز حذف‌هريك از مبتداء و خبر مصنّف گويد : حذف آنچه معلوم و روشن است جايز است . شارح گويد : مقصود اينستكه : هركدام از مبتداء و خبر كه معلوم بوده و بدون ذكر مشخّص و روشن باشند حذفشان جايز است پس حذف خبر مانند آوردن كلمه « زيد » را بعد از گفتن سائل عبارت « من عند كما » يعنى كسى مثلا مىپرسد : من عند كما ( چه كسى نزد شما دو نفر هست ) ؟ شما در جواب مىگوئيد : زيد يعنى زيد عندنا ( زيد نزد ما است ) . شاهد در كلمه « عندنا » است كه خبر براى « زيد » بوده و بقرينه « عند كما » چون معلوم است حذف گرديده . و امّا حذف مبتداء : وقتى سائل مىگويد : كيف زيد ( چگونه است زيد ) شما اگر در جواب بگوئيد : دنف يعنى ( او مريض است ) تقديرش « زيد دنف » مىباشد . پس « زيد » مبتدائى است كه بملاحظه معلوم و مشخّص بودنش بقرينه كلام سائل از آن در جواب مستغنى بوده و نيازى نداريم كه آن را بياوريم لذا حذفش نموده و تنها برذكر خبر يعنى « دنف » اكتفاء نموديم . قوله : من المبتداء الخبر : اين عبارت بيان است براى « ما يعلم » . قوله : استغنى عنه : ضمير در « عنه » به زيد راجع است . قوله : اذ عرف : ضمير نائب فاعلى در « عرف » به زيد برمىگردد .