سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

431

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى)

مثل اينكه در نكره معناى تعجّب باشد مانند : ما احسن زيدا ( چقدر نيكو است زيد ) . شاهد در كلمه « ما » است كه نكره بوده و بملاحظه آنكه متضمّن معناى تعجّب است اخبار از آن مفيد بوده فلذا « احسن زيدا » خبرش واقع شده . و يا نكره مشتمل برمعناى دعاء بوده همچون : سلام على آل يس ( رحمت خدا بردودمان سيّد المرسلين صلّى اللّه عليه و آله و سلّم باد ) . يا متضّمن معناى نفرين باشد نظير : ويل للمطفّفين ( واى بركم‌فروشان ) . در مثال اوّل شاهد در « سلام » است كه نكره بوده و چون مشتمل بردعاء است « على آل يس » خبرش بوده و در اخبار از آن فائده مىباشد . و در مثال دوّم شاهد در « ويل » مىباشد كه نكره است ولى بملاحظه آنكه معناى نفرين در آن مىباشد مبتداء قرار گرفته و « للمطفّفين » خبرش مىباشد . و يا نكره از ادات شرط باشد مانند : من يقم اقم معه ( كسى كه بايستد با او مىايستم ) . شاهد در كلمه « من » است كه نكره بوده ولى چون از ادات شرط مىباشد مبتداء واقع شدنش جايز بوده از اينرو شرط و جواب خبرش مىباشند . و يا نكره جواب از سؤال باشد همچون كلمه « رجل » در جواب كسى كه گفته است من عندك ( كيست نزد تو ) . شاهد در « رجل » است كه در جواب « من عندك » واقع شده فلذا با اينكه نكره بوده ابتداء به آن جايز است و خبرش محذوف محذوف است و تقدير كلام : رجل عندى مىباشد . يا نكره داراى معناى عموم باشد مثل : كلّ يموت ( همه از دنيا خواهند رفت ) .