سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
42
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى)
و عطف النّاظم الحرف بثمّ ، اشعارا بتراخى رتبته عمّا قبله ، لكونه فضلة دونهما . ثمّ الكلم على الصّحيح اسم جنس جمعىّ . ترجمه و شرح : مصنّف گويد : اسم و فعل و سپس حرف كلمات مىباشند . شارح گويد : اين سه ، كلماتى بوده كه كلام صرفا از آنها تأليف و تركيب يافته نه از غير آنها چنانچه استقراء براين ادّعاء شاهد و گواه است يعنى پس از تحقيق و بررسى در جملات و تراكيب عرب اينطور يافتيم كه كلام از اين سه كلمه مركّب و مؤلّف است نه از غير اينها و در محلّش كه علم ميزان باشد مقرّر است يكى از ادلّه و امورى كه حجّت است استقراء مىباشد . و از اين گذشته دليل محكمتر فرموده حضرت مولانا امام علىّ بن ابيطالب عليه الصّلوة و السّلام است كه مبتكر و مبدع اين فنّ مىباشند يعنى ايشان فرمودهاند كه كلام از اسم و فعل و حرف فقط مركّب است . تنبيه سپس شارح در كلام مصنّف دقّت نموده و نكتهاى را كه قابل تنبيه و حائز اهميّت است اينطور بيان داشته : ناظم ( مصنّف ) حرف را با كلمه « ثمّ » به فعل و اسم عطف نمود ولى آن دو را با « واو » و جهتش اينستكه رتبه « حرف » پائينتر و مؤخّر از آن دو است و چون « ثمّ » براى افاده همين معنا بوده لا جرم حرف را با آن و اسم فعل را با « واو » به يكديگر عطف نمود .