سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

415

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى)

اينك مىگوئيم حذف متعلّق مزبور واجب است تا بدين‌ترتيب ظرف و جار و مجرورى كه خبر واقع شده‌اند مستقرّ باشند چه آنكه ظرف مستقرّ در اصطلاح ارباب ادب ظرفى است كه متعلّقش از افعال عموم بوده و محذوف باشد مانند زيد فى الدّار يعنى زيد استقرّ فى الدّار . و اگر در موردى متعلّق ظرف مزبور ( ظرفى كه خبر واقع شده ) ظاهر و به آن تصريح شده باشد اين امر شاذّ و بر خلاف قاعده است چنانچه در قول شاعر چنين آمده : لك العزّان مولاك عزّ و ان يهن * فانت لدى بحبوحة الهون كائن يعنى عزّت و بزرگى براى توست اگر ياور و هم قسم با تو عزيز باشد ولى اگر وى خوار و ذليل شده باشد پس تو نيز در وسط خوارى و ذلّت‌خواهى بود . شاهد در « لدى » بوده كه ظرف است و خبر براى « انت » واقع شده ولى معذلك متعلّقش كه « كائن » است ذكر گرديده و اين بر خلاف قاعده مىباشد . اختلاف ادباء در تقدير متعلّق شارح گويد : متعلّق ظرف را مىتوان اسم فاعل تقدير كرد چنانچه مصنّف به آن قائل است مثلا در مثال « زيد فى الدّار » بگوئيم تقديرش « زيد كائن فى الدّار » است . چنانچه ممكنست آن را فعل فرض نمود همانطوريكه مختار ابن حاجب چنين است يعنى در مثال مزبور مىگويد : تقديرش « زيد استقرّ فى الدّار » مىباشد . دليل مصنّف دليل مصنّف برلزوم تقدير اسم آنست كه : ظرف و جار و مجرورى كه خبر واقع شده‌اند اگر پس از « اذا فجائيّه »