سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

389

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى)

و گاهى مثال « فائز اولو الرّشد » نيز جايز مىباشد . شارح گويد : مقصود اينستكه برخى از ادباء همچون اخفش و كوفيّون اجازه داده‌اند كه وصف مبتداء واقع شده و داراى فاعلى باشد كه ما را از خبر بىنياز كرده و در عين حال نه برنفى و نه براستفهام اعتماد و تكيه داشته باشد مانند مثالى را كه مصنّف در متن آورده يعنى : فائز اولو الرّشد ( صاحبان رشد و هدايت ناجى و رستگار هستند ) . شاهد در « فائز » است كه اسم فاعل بوده و اولو الرّشد ( بفتح راء و شين ) را بنابر فاعليّت رفع داده و اينفاعل جاى خبر قرار گرفته است و در عين حال پيش از « فائز » نه ادات نفى بوده و نه استفهام . قوله : و قس على هذا المثال : مقصود از « هذا المثال » أسار ذان مىباشد . قوله : و لا يجوز كونه مبتداء : ضمير در « كونه » به وصف راجع است . قوله : اذا رفع ضمير مستترا : ضمير در « رفع » به وصف راجع است . قوله : فى اعتماد الوصف عليه : ضمير در « عليه » به استفهام عود مىكند . قوله : و له فاعل يغنى عن الخبر : ضمير در « له » به وصف راجع بوده و ضمير فاعلى در « يغنى » به فاعل عود مىكند و جمله « يغنى عن الخبر » صفت است براى « فاعل » . قوله : بفتحتين : يعنى در كلمه « الرّشد » راء و شين هردو بايد بفتحه خوانده شوند . متن : « 116 » و الثّاني مبتدا و ذا الوصف خبر * ان فى سوى الافراد طبقا استقرّ تجزيه و تركيب الثّانى : مبتداء