سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

331

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى)

شارح گويد : جمله‌اى كه صله براى موصول قرار مىگيرد بايد داراى شرائطى باشد كه ذيلا ذكر مىگردد . الف : آنكه جمله خبريّه بوده نه انشائيّه . و مقصود از جمله خبريّه آنست كه محتمل صدق و كذب باشد مانند قام زيد يا زيد قام . ب : از معناى تعجّب خالى و مجرّد باشد . ج : معنا و مضمون جمله خبريّه غالبا بايد معهود و براى مخاطب معلوم باشد . مؤلّف گويد : بقيد خبريّه بودن طلب و انشاء خارج شد از اينرو صحيح نيست بگوئيم : جاء الّذى اضربه يا جائنى الّذى ليته قائم . ولى كسائى وقوع طلب براى صله را اجازه داده چنانچه هشام نحوى انشاء را تجويز كرده است . و بقيد خلوّ از معناى تعجّب جمله‌اى را كه مشتمل برمعناى آن است خارج نمود لذا گفتن : جائنى الّذى ما احسنه غلط مىباشد . و بقيد غالب خواست اشاره كند باينكه گاهى جمله صله معهود نيست مانند آنچه در فرموده حقتعالى است . فغشيهم من اليمّ ما غشيهم . شاهد در « غشيهم » دوّم است كه صله براى « ما » بوده و معهود و معروف نيست . برخى از ادباء قيد ديگرى اضافه كرده و گفته‌اند : شرط است كه صله موصول احتياج بكلامى قبل از آن نداشته باشد بنابراين گفتن جاء الّذى لكنّه قائم صحيح نيست زيرا جمله « لكنّه قائم » بمقتضاى اينكه لكن دلالت براستدراك دارد محتاج بجمله‌اى است كه قبل از آن