سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
324
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى)
بخلاف ما اذا الغيت كقولك : لما ذا جئت . او كانت للاشارة كقوله : ما ذا التّوانى . ترجمه و شرح : تتمّه مبحث موصولات شارح گويد : گاهى لفظ « ذو » را تثنيه و جمع بسته و مىگويند : ذوا ( تثنيه در حالت رفع ) ، ذوى ( تثنيه در حالت نصب و جرّ ) ، ذووا ( جمع در حالت رفع ) ، ذوي ( جمع در حالت نصب و جرّ ) . و نيز كلمه « ذات » را گاهى تثنيه و جمع بسته و مىگويند : ذاتا و ذوات . چنانچه گاهى كلمه « ذوات » را مثنّى نموده و مىگويند : ذواتا . مصنّف گويد : كلمه « ذا » در صورتى كه بعد از ( ما ) استفهاميّه يا ( من ) كه نظير آنست واقع شود بشرطيكه در كلام ملغى نباشد همچون ماء موصوله است . شارح گويد : مقصود از « ملغى نبودن » نفى دو چيز است : الف : آنكه « ذا » در كلام زائده نباشد . ب : آنكه با « ما » يا « من » مجموعا به معناى استفهام نباشند . پس حاصل عبارت اينستكه : كلمه « ذا » در صورتى كه پس از « ما » و « من » استفهاميّه واقع شده باشد بشرطيكه در كلام زائده نبوده يا مجموع مركّب از « ذا » با « ما » و « من » براى استفهام نباشند همچون ماء موصوله از موصولات مشترك محسوب گشته و در هرموردى كه « ما » استعمال مىشد اين نيز به كار مىرود . شارح سپس مىگويد : و نيز غير از « ملغى واقع نشدن » شرط ديگرى وجود دارد و آن اينستكه لفظ « ذا » براى اشاره نباشد بنابراين حاصل معنا با دو شرطى كه ذكر شد چنين