سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
273
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى)
و امّا قسم دوّم از مركّب مزجى كه با لفظ « ويه » ختم نشده همچون بعلبك يا خمسه عشر بايد گفت جزء اوّل آن مبنى و جزء دوّمش معرب باعراب غير منصرف است و گاهى آن را اضافه به غير مىنمايند مثلا مىگويند : هذا خمسة عشرك كه در اين صورت جزء دوّم از غير منصرف بودن خارج شده فلذا در حالت جرّى كسره را مىپذيرد زيرا شرط مفتوح بودن غير منصرف در حالت جرّى آنست كه اضافه نشده باشد . و گاهى نيز جزء دوّم را همچون جزء اوّلش مبنى استعمال مىكنند . قوله : فتحكى : به صيغه مجهول ، و ضمير نائب فاعلى به جمله راجع است و مقصود از « حكايت جمله » آنست كه اعراب قبل از علميّت را بايد مراعات كنند . قوله : و نزّل ثانيهما من الاوّل بمنزلة تاء التأنيث من الكلمة : ضمير در « ثانيهما » به اسمان راجع بوده و مقصود از « من الاوّل » من الاسم الاوّل مىباشد و مراد از « بمنزلة تاء التّأنيث من الكلمة » همانطوريكه قبلا اشاره شد اينستكه جميع احكام تأنيث برجزء دوّم بار مىشود مثلا تأنيث در وقت منسوب شدن اسم حذف مىگردد چنانچه در اسم منسوب بفاطمه فاطمى مىگويند يا در وقت ترخيم تاء را حذف كرده و مىگويند يا فاطم و نيز قبل از تاء هميشه بايد مفتوح باشد همانطوريكه « ميم » از « فاطمه » چنين مىباشد از اينرو در تركيب مزجى نيز اين سه حكم بايد مراعات گردد . قوله : لانّه مركّب من اسم و صوت : ضمير در « لانّه » به مختوم بويه راجع است . قوله : فى الاهمال : مقصود از اهمال آنست كه نه عامل بوده و نه معمول . قوله : و بنائه على الكسر : ضمير در « بنائه » به مختوم بويه راجع است . قوله : و قد يعرب اعراب ما لا ينصرف : ضمير نائب فاعلى در « يعرب » به