سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

271

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى)

ترجمه و شرح : برخى ديگر از اقسام علم شخص مصنّف گويد : بعضى ديگر از اعلام جمله‌اى بوده كه قبل از علميّت به صورت تركيب اسنادى استعمال مىشده و برخى ديگر قبلا بطور تركيب مزجى به كار مىرفته . البتّه مركّب مزجى اگر با غير لفظ « ويه » تمام شده باشد معرب است . شارح گويد : ديگر از اقسام علم شخص دو قسم ذيل مىباشد كه به آنها علم محكىّ گويند : 4 - محكىّ از جمله . 5 - محكىّ از مركّب . مقصود از « محكىّ از جمله » آنست كه علم قبل از آنكه در علميّت به كار رود به صورت جمله بوده و سپس عين جمله را براى موجودى علم كردند از اينرو پس از علم شدن جمله مزبور را با تمام خصوصيّاتى كه دارد از حيث اعراب و بنا حكايت بايد نمود يعنى به همان حالت مبنى مىباشد و آن خود بردو گونه است : الف : محكىّ از جمله اسميّه مانند زيد منطلق . ب : محكىّ از جمله فعليّه مانند تأبّط شرّا . لذا اگر جمله « زيد منطلق » را علم براى كسى قرار دهند و بخواهند بگويند وى را ديدم مىگويند : رأيت زيد منطلق يعنى جمله را با همان اعراب سابقش بايد محفوظ داشت چه آنكه مبنى برهمان مىباشد چنانچه در حالت جرّى نيز مىگويند مررت بزيد منطلق . و منظور از « محكىّ از مركّب » آنست كه علم پيش از آنكه در علميّت