سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
171
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى)
و ذهب السّيرافى و المبرّد و جماعة الى انّه منصرف مطلقا . و اختار النّاظم فى نكته على مقدّمة ابن الحاجب انّه ان زالت منه علّة فمنصرف و ان بقيت العلّتان فلا . و مشى عليه ابن الخبّاز و السّيّد ركن الدّين . ترجمه و شرح : اعراب اسماء غير منصرفو شرط آن مصنّف گويد : اسم غير منصرف را در حال جرّ فتحه بده . شارح گويد : و شرح اسم غير منصرف و كيفيّت اعراب آن بطور مبسوط و مفصّل در باب « ما لا ينصرف » خواهد آمد . سپس مصنّف گويد : مشروط باينكه اضافه نشده يا پس از الف و لام قرار نگرفته باشد . شارح گويد : مقصود از « الف و لام » خصوص الف و لام تعريف نيست بلكه الف و لام مزبور براى تعريف بوده يا موصوله باشد يا زائده فرض گردد جملگى در اين حكم باهم متّحد و متساويند چنانچه « ام » در لغت طىّ نيز واجد همين حكم مىباشد . در نتيجه بايد بگوئيم : اگر پس از الف و لام قرار گرفت يا احيانا به كلمه ديگرى اضافه شد در حال جرّى مكسور مىگردد مانند : مررت باحمدكم . شاهد در « باحمد » است كه اسم غير منصرف بوده ولى چون به « كم » اضافه شده در حال جرّ كسره گرفته است .