سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
158
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى)
و بقيد سوّم ( حذف لام الفعل ) مثل كلمه « عدة » خارج مىشود چه آنكه اينكلمه در اصل ( وعد ) بوده سپس فاء الفعلش حذف گرديد لذا از قبيل افراد باب سنون به حساب نمىآيد و بقيد چهارم ( عوض از محذوف ) مثل كلمه « يد » خارج شد زيرا اگرچه لام الفعل آن حذف شده و در اصل « يدى » بوده ولى پس از حذف لام از آن عوضى نياوردند و بقيد پنجم ( حرف عوض تاء تأنيث باشد ) مثل كلمه « اسم » خارج گرديد زيرا اصل اينكلمه « سمو » بوده و لام آن كه « واو » باشد حذف گرديد و بجاى آن همزهاى در اوّلش بعنوان عوض آورديم و بدينترتيب فاقد شرط بوده و در نتيجه از باب « سنون » نتوان آن را به حساب آورد و بقيد اخير ( به صيغه جمع مكسّر نباشد ) شفه خارج شد چه آنكه اينكلمه واجد تمام شرائط بوده غير از شرط اخير زيرا در اصل « شفو » بوده يعنى ثلاثى بوده و سپس « لام الفعلش » كه « واو » باشد حذف گرديد و عوض از آن تأنيث در آخرش درآورده و آن را مبدّل به « شفة » نمودند ولى جمع آن شفاة بروزن فعال كه يكى از صيغ جمع مكسّر است مىآيد پس نتوان آن را از باب سنون دانست . سپس مصنّف گويد : گاهى باب سنون از نظر اعراب مانند كلمه « حين » مىآيد . شارح گويد : يعنى باب سنون را همچون كلمه « حين » با ياء آورده و سپس حركات اعرابى را برنون جارى مىنمايند ولى اين شاذّ و نادر است مانند آنچه در قول صمة بن عبد اللّه قشيرى آمده : دعانى من نجد فانّ سنينه * لعبن بنا شيبا و شيّبتنا مردا يعنى واگذاريد مرا از ياد سرزمين نجد زيرا سالها و روزگار آن در حالى كه ما پير بوديم با ما بازى كرده و در حالى كه جوان بوديم ما را پير نمودند . شاهد در « سنينه » است كه با داشتن « يا » در حال نصبى فتحه گرفته است . البتّه برخى از اعراب اين اعراب را مطّرد و شايع دانستهاند يعنى قائل به