سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
92
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
إذا حكم بأن المجروحين قاتلان فلم لا يستعدي منهما ، و إن إطلاق الحكم بأخذ دية الجرح ، و إهدار الدية لو ماتا لا يتم أيضا و كذا الحكم بوجوب الدية في جراحتهما ، لأن موجب العمد القصاص . فيمكن دفعه : بكون القتل وقع منهما حالة السكر فلا يوجب إلا الدية على أصح القولين و فرض الجرح غير قاتل كما هو ظاهر الرواية ، و وجوب دية الجرح لوقوعه أيضا من السكر إن كالقتل أو لفوات محل القصاص . و الحق الاقتصار على الحكم باللوث و إثبات ما يوجبه فيهما . اشكال مرحوم مصنفدر كتاب شرح ارشاد بر روايت شرح فارسى : مرحوم مصنف در كتاب شرح ارشاد بر روايت مذكور اشكالى به اين شرح وارد نموده است : اگر دو تن مجروح محكوم باشند باينكه قاتل هستند پس چرا ايشان را قصاص نمىكنند و در روايت حكم شده است كه ديه بپردازند با اينكه قتلى را كه مرتكب شدهاند عمدى محسوب مىشود . اشكال دوّم آنكه در روايت حكم شده به اينكه دو تن مجروح را ملاحظه نمودمه و ديه جراحتى كه به ايشان وارد شده را از ديه مقتولين كسر ميكنيم به اين معنا كه چه جراحت در بدن ايشان مهلك و منجر به هلاكتشان گشته و چه اينطور نباشد بطور مطلق فقط ديه جراحت را مستحق هستند در حالى كه بايد تفصيل داد و گفت اگر جراحت را مستحق هستند در حالى كه بايد تفصيل داد و گفت اگر جراحت وارد به بدن ايشان باعث هلاكتشان گردد ديه كامل را استحقاق داشته و بدين ترتيب بين ديه ايشان و ديه مقتولين تهاتر حاصل مىشود پس حكم روايت بطور مطلق