سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

436

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

شرح فارسى : مرحوم مصنف مىفرماين : دوم در بيان مراد از عاقله مىباشد مقصود از عاقله كسانى هستند كه از طريق پدر به جانى منتسب بوده اگرچه فعلا و در وقت تحمل ديه وارث وى نباشند . شارح ( ره ) مىفرماين : در اينجا مرحوم مصنف به شرح و مقصود از عاقله‌اى كه ديه خطائى را متحمّل مىشوند مىپردازد . وجه تسميه عاقله به اين نام در وجه تسميه اشخاص مذكور به عاقله سه احتمال است : احتمال اول : بگوئيم كلمه عاقله مشتق است از [ عقل ] به كسر عين و آن بستن و محكوم كردن را گويند و بخاطر همين است كه ريسمان را [ عقال ] گويند و چون اشخاصيكه بعدا ذكرشان خواهد شد با اين ريسمان كه به عقال ناميده مىشود شتر را به آستانه خانه ولىّ مقتول كه مستحق اخذ ديه است مىبندند از اينجهت بايشان عاقله گويند . احتمال دوّم : از اين جهت به ايشان عاقله گويند كه متحمّل عقل يعنى ديه مىشوند . و اما اينكه به چه تناسب [ ديه ] را [ عقل ] مىخوانند جهتش آنست كه زبان ولىّ مقتول را مىبندد و با اعطاء ديه به او بسا ويرا ساكت و خاموش مينمايند .