سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
10
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
مجنى عليه را دارد . و در ذيل [ و يخطى فى القصد الى الفعل ] مىفرماين : ينعى وى قصد قتل را نداشته و فعل نيز غالبا منجر بقتل نميگردد . قوله : و قسيميه : يعنى خطاء محض و خطاء شبيه بعمد . قوله : بمعنى ان يقصد قتل الشخص المعيّن : مثلا زيد به قصد كشتن عمرو شمشير را بر فرقش فرود آورد كه در اين مثال قاتل يعنى زيد هم نسبت به فعل كه قتل بوده تعمّد داشته و هم نسبت به شخص معيّن كه عمرو باشد . قوله : و فى حكمه : يعنى و در حكم عمد است باينمعنا همان طورى كه قتل عمدى موجب قصاص است اين نحو از قتل نيز سبب قصاص قاتل مىگردد . قوله : تعمّد الفعل دون القصد : يعنى اصل فعل را بخواهد انجام دهد وليقصدش را نداشته باشد مثلا سنگ بزرگى را به قصد زدن بجانب او پرتاب كند ولى نه به قصد كشتن او ولى چون اين فعل غالبا منجر به قتل مىشود لاجرم در حكم عمد به حساب مىآيد . قوله : و الخطاء المحض ان لا يتعمّد الخ : مثل اينكه تيرى را به جانب پرندهاى رها مىكند كه بدين وسيله صيدش نمايد اتّفاقا تير رها شده به انسانى خورده و او را از پاى درمىآورد ، در اين مثال رامى نه نسبت به قتل قصد داشته و نه شخص مزبور را مقصود و هدف قرار داده لذا قتل اتفاق افتاده خطاء محض مىباشد . قوله : و ان قصد الفعل فى غيره : يعنى غير المجنى عليه . قوله : اى لا يقصده : يعنى قصد قتل نداشته باشد مثلا چوب