سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

35

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

امّا اگر به قصد كشتن نداده باشد او را قصاص نكرده تنها مكلّف بپرداختن ديه مىباشد . البته تأثير سموم باختلاف مزاج افراد و نيز بوسيله شيئى كه با سمّ مخلوط مىشود متفاوت و مختلف مىباشد چه آنكه بسا مقدار ناچيزى از سمّ در مزاجى تأثير گذارده و باعث بهم خوردنش شده و همان موجب مرگ صاحب مزاج شود و در برخى از امزاجه مقدار زياد آن نيز چندان اثرى ندارد يا بسيار اتّفاق مىافتد كه سمّ را اگر مثلا با آب مخلوط كنند اثرش بيشتر است تا اختلاطش با طعام . سپس مىفرماين : اگر كسى سمّ را در طعام خود نهاد يا در ملك خويش گذارد و ديگرى بدون اذن وى آن را تناول نمود و تلف شد ضمانش به عهده صاحب سمّ نيست اعمّ از آنكه قصدش از گذاردن سمّ در طعام يا منزل اين بوده كه آكل آن را بكشد مثل اينكه مىداند فلانى همچون دزد به منزلش وارد مىشود يا فاقد اين قصد باشد و همچنين است اگر شخصى باذن وى به منزلش داخل شود ولى سمّ را بدون اجازه او بخورد در اين صورت نيز ضمانى به عهده صاحب سمّ نمىباشد . قوله : فقلته قصدا : يعنى خودش را روى انسانى كه انداخت به قصد كشتن او اين امر را انجام داد . قوله : او كان مثله يقتل غالبا : ضمير در [ مثله ] بالقاء راجعست . قوله : و لو كان الملقى له غيره : كلمه [ ملقى ] به صيغه اسم فاعل بوده و ضمير در [ له ] به واقع شونده روى انسان راجع است مثلا زيد عمرو را روى خالد انداخت ، زيد را ملقى و عمرو را واقع و خالد را اسفل گويند .