سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

30

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

مجروح را بدنبال آورد در اين فرض نيز جارح را بايد قصاص كرد . شارح ( ره ) مىفرماين : حكم مذكور ثابت است و جارح را قصاص مىنمايند ولو مجروح مىتوانست خود را مداوا كرده ولى آن را ترك نمود و در نتيجه از دنيا رفت زيرا در صورت ترك مداوا و معالجه اگر سرايت حاصل شده و بمرگ مجروح بيانجامد سرايت را از مصاديق جراحتى كه ضامنش جارح است قرار مىدهند بخلاف كسى كه در آتش افتاده و بر خروج از آن قادر بوده امّا آن را ترك مىكند زيرا در اين صورت تلف را مستند به نفس القاء در آتش ندانسته بلكه مسبّب از احتراق جديدى كه ناشى از تخاذل و اهمال خود مجنى عليه است مىدانند چه آنكه اگر وى در آتش درنگ و توقف نمىنمود هرگز تلف حاصل نمىشد و پرواضح است وقتى در مسئله سرايت جرح قائل بضمان شده و جارح را واجب القصاص قرار داده و بين آن و صورت القاء در آتش فرق گذارديم بطريق اولى بين آن و فرض القاء فى الماء قائل بفرق بوده و بضمان جارح و عدم ضمان ملقى فى الماء ملتزم مىشويم . سپس مرحوم شارح مىفرماين : و مثل مسئله جرح است اگر كسى رگ ديگرى را منش كند و شخصى كه رگش پاره شده آن را نبندد يعنى در اين صورت نيز رگ زننده ضامن است و اگر خروج خون منجر به مرگ مجنى عليه بشود جانى را قصاص بايد كرد زيرا خروج خون مهلك بوده نه ترك بستن آن و سبب هلاكت را رگ زننده فراهم كرده است . ولى در عين حال ممكن است بگوئيم : اين فرض همچون مسئله طرح در آتش است باينمعنا اگر مجنى عليه