سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

24

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

أحدهما إلى الآخر ، أو ما في حكمه و يرجع في القدرة و عدمها إلى إقراره بها و قرائن الأحوال . شرح فارسى : مرحوم مصنف مىفرماين : يا كسى به ديگرى تير يا سنگى غامز پرتاب كرد يا وى را با ريسمان گلوگير نمود و آن را شل نكرد تا مرد يا مخنوق مستمرّا به همين حالت باقى ماند و بواسطه همين سبب از دنيا رفت يا او را در آتش انداخت و مرد مگر آنكه شخصى كه در آتش افتاده بر خارج شدن از آن قدرت داشته باشد يا او را بميان آب انداخت و در آن جان داد كه در تمام اينصور عامل را قصاص مىنمايند . شارح ( ره ) در دنبال [ حجر غامز ] مىفرماين : مقصود حجر و سنگى است كه بواسطه سنگينى و وزنى كه دارد بر بدن فرورود . و در دنبال [ و بقى المخنوق ضمنا ] مىفرماين : كلمه [ ضمنا ] بفتح ضاد و كسر ميم يعنى [ مزمنا ] و مقصود اين است كه به همين حالت باقى ماند تا مرد . و بعد از او طرحه فى النّار فمات مىفرماين : مشروط به اينكه موت مستند به نار و آتش باشد . و در دنبال [ الّا ان يعلم قدرته على الخروج ] مىفرماين : مثل اينكه آتش كم بود يا وى در كنار آن افتاده بطورى كه امكان بيرون آمدن از آن را داشته و به كوچكترين حركتى مىتواند خود را خارج كند ولى بر آن اقدام ننموده و در آن ماند تا مرد در اين صورت كسى كه وى را در آتش انداخته قصاص نمىكنند زيرا در واقع شخص واقع در آتش