سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
228
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
ولى دست شل را در مقابل دست صحيح قطع مىنمايند مگر آنكه از قطع آن خوف سرايت باشد كه البته در اين فرض از قصاص آن بايد امتناع نمود . شارح ( ره ) در ذيل [ و شروطه شروط قصاص النفس ] مىفرماين : يعنى جانى و مجنى عليه بايد در اسلام و حرّيت با هم متساوى بوده و يا مقتص منه اخفض و ادون باشد و نيز ابوّت بينشان منتفى بوده و همچنين تا آخر آنچه از شرائط در قصاص نفس گفتيم منتهى همانطورى كه مرحوم مصنف فرمودهاند در اينجا شرط اضافهاى كه دارد اين استكه عضو جانى با عضو مجنى عليه در سلامت و عدم آن بايد با هم متساوى بوده يا عضو جانى اخفض و ادون باشد . در نتيجه بايد بگوئيم : دست صحيح را بواسطه دست شل و فاسد قطع نمىكنند يعنى اگر جانى دستش صحيح و سالم بوده ولى دست فاسدى را قطع نمود بخاطر اين جنايت دست سالم او را قطع نبايد نمود اگرچه خود جانى به بذل آن رغبت نشان دهد چه آنكه بذل و رغبت او مسوّغ و مجوّز آنچه شارع از قطعش منع فرموده نيست چه آنكه مثال اينجا همچون موردى است كه شخصى دست خود را براى قطع كردن بذل كرده بدون اينكه قصاص يا موجب ديگرى داشته باشد پس همانطورى كه صرف رضا و بذل صاحب دست در اين ورد مجوّز قطع دشتش نيست در جائى كه جانى دستش سالم باشد نيز نمىتوان آن را بواسطه جنايت بر دست فاسد قطع كرد ولى عكس آن جايز و مشروع است يعنى اگر دست جانى شل و فاسد باشد و دست سالم را ببرد دست فاسدش را بعنوان قصاص مىتوان قطع نمود