سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
177
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
قاتل جدّ و مقتول نوه يا نبيره مثلا فرض شوند . و دليل اين حكم فرموده حضرت نبوىّ صلّى اللّه عليه و آله و سلّم است كه فرمود : بخاطر پسر از پدر قصاص نمىشود . البته دختر نيز در اين حكم همچون پسر بوده و دليلش اجماع يا اولويّت مىباشد چه آنكه پسر كه دو برابر دختر است و ديهاش مضاعف است اگر بدست پدر كشته شود پدر را قصاص نمىكنند بنابراين دختر كه نصف او بوده بطريق اولى كشتنش نبايد موجب قصاص پدر شود . و در برخى از اخبار از مولانا الصادق عليه السلام آمده است : پدر را بخاطر فرزند بقتل رسانده ولى فرزند را در مقابل قتل پدر مىكشند . اين روايت عموم داشته از اينرو شامل دختر نيز مىشود . و علاوه بر اين روايات و اخبارى كه در اين باب وارد شده براى عدم جواز قتل پدر اينطور علّت آورده شده كه پدر سبب وجود فرزند مىباشد پس نبايد فرزند سبب براى عدم او گردد ولى اين تعليل تمام نبوده و قابل استناد نيست زيرا مادر نيز سبب وجود فرزند است در حالى كه وى را بخاطر قتل فرزند مىكشند . سپس مرحوم شارح مىفرماين : بلى همانطورى كه مرحوم مصنف فرموده اگر پدر فرزندش را بكشد وى را در قبال اين جنايت تعزير كرده و نيز بر عهدهاش كفّاره قتل بوده و از آن گذشته ديه او را بايد به ورّاث ديگر فرزندش بپردازد . قوله : و منها : يعنى و از جمله شرائط قصاص .