سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
129
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
در دو احتمال اوّل صحبت در اين بود كه وقتى حرّى دو نفر يا بيشتر را عمدا بقتل برساند و اولياء مقتولين اجتماع كرده و مطالبه حقّشان را نمودند آيا جايزست برخى مطالبه قصاص كرده و بعضى ديگر ديه بخواهند بطورى كه مطلوب جملگى در خارج تحقق يابد يعنى قاتل را بدست طالبين قصاص داده تا قصاصش كنند و براى طالبين ديه نيز از وى ديه بگيريم ؟ گفته شد در آن دو احتمال است و شرح آن گذشت . ولى در اختلاف فعلى صحبت در اين است كه وقتى حرّى دو حرّ ديگر يا بيشتر را به ترتيب بقتل رسانيد و اولياء جملگى خواستند وى را قصاص كنند كداميك از ايشان مقدّم هستند برخى فرمودهاند ولىّ مقتول اوّل مقدّم است بعضى ديگر گفتهاند بايد قرعه زد و دستهاى ديگر اظهار نمودهاند كه اختيار با حاكم است حال اگر بيكى از اين اقوال عمل نموده و قاتل را بخاطر يكى از مقتولين كه اولى بوده يا قرعه آن را خارج كرده و يا بتخيير حاكم معيّن گرديده قصاص نموديم آيا جايز است پس از قتل ساير اولياء ديه بگيرند يا جايز نيست و شرح آن گذشت . قوله : جواز قتله بواحد : ضمير در [ قتله ] به قاتل راجع بوده و مقصود از [ واحد ] واحد المقتولين مىباشد . قوله : امّا الاوّل او بالقرعة او تخييرا : اين عبارت ترديد است در [ واحد ] يعنى واحد المقتولين يا اوّلى است كه بدست قاتل كشته شده يا همان است كه قرعه معينّش نموده و يا با تخييرى كه حاكم دارد مشخص مىشود . قوله : و اخذ الدّية من ماله : يعنى من ماله القاتل . قوله : لو بدر واحد منهم : يعنى واحد من الاولياء .