سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
126
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
شارح ( ره ) مىفرماين : مقصود اين است كه ولىّ ايشان فقط مىتواند از قاتل قصاص نمايد بدليل فرموده حضرت نبىّ اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم جانى بيش از نفس خود جنايت وارد نمىكند . بنابراين غير از قتل ولىّ آن دو حق مطالبه ديه را ندارد و بايد توجّه داشت كه در حكم مذكور فرقى نيست بين اينكه ايشان را يك جا و با هم كشته يا مرتّبا بقتل رسانده باشد . اگر ولىّ بعضى از ايشان عفو نموده و ديگران او را نبخشيدند حكم آن است كه باقى يعنى آنان كه وى را عفو نكردهاند مىتوانند او را قصاص نمايند و در اينكه جايز باشد بعضى مطالبه ديه و برخى خواهان قصاص باشند دو احتمال است : احتمال اوّل آنكه بگوئيم اين امر جايز نيست . احتمال دوّم آنكه ملتزم شويم بحواز آن . دليل احتمال اوّل : ظاهر خبر نبوىّ صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آن است كه چنين امرى جايز نباشد زيرا قاتل بيش از نفس خود جنايتى وارد نكرده پس يا بايد ديه از او بگيرند و يا وى را بكشند امّا اينكه برخى از وى بخواهند ديه گرفته و بعضى او را بكشند لازمهاش اين استكه از نفس وى بيشتر استيفاء شده باشد و ظاهر خبر آن را نفى مىكند . دليل احتمال دوّم : مستحقين از قاتل متعدّد بوده لاجرم هركدام مىتوانند حق خود را از وى بازستانند از اينرو اشكالى ندارد كه برخى حقّ خود را از راه مطالبه ديه استيفاء كرده و بعضى ديگر آن را از طريق قصاص تحصيل نمايند .