سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

103

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

زن را قطع كرده باشد زن بخواهد سه انگشت مرد را از باب قصاص قطع كرده و از قطع انگشت ديگر صرفنظر نموده و او را عفو كند اشكال اين صورت قويتر از فرض قبلى است در نتيجه وقتى اجابتش را در مسئله پيش واجب ندانستيم بطريق اولى در اينجا او را اجابت نكرده و به درخواستش وقعى نمىگذاريم . سپس مىفرماين : در فرض قبلى اگر به احتمال اوّل قائل شديم زن مخيّر است بين اين‌كه دو انگشت مرد را تنها قطع كرده بدون ردّ ديه‌اى به او و اينكه چهار انگشت وى را بريده و ديه دو تا از انگشتان را ردّ نمايد . ناگفته نماند در صورتى كه زن طالب قصاص نبوده بلكه ديه بخواهد ديه دو انگشت بيشترى بوى داده نمىشود البته مخفى نماند حكمى كه گفته شد در صورتيست كه مرد هرچهار انگشت را با يك ضربت قطع كرده باشد امّا اگر با ضربات متعدّد اين جنايت را مرتكب شد زن ميتواند ديه چهار انگشت را از او مطالبه كند همانطورى كه جايز است مجموع چهار انگشت وى را از باب قصاص قطع نموده بدون اينكه مكلف و موظّف به ردّ باشد و دليل آن استصحاب حكم سابق مىباشد يعنى وقتى با ضربه اوّل مثلا دو انگشت وى را بريد حكمش اين است ك زن مىتواند دو انگشت مرد را قصاصا قطع نموده يا در قبالش ديه بگيرد و وقتى دو انگشت ديگر را بريد حكم قبلى محفوظ بوده و بعلاوه قصاص جديد يا اخذ ديه ديگر بابت قطع بعدى تحقّق مىيابد و اين جنايت بعدى رفع حكم قبلى را نمىنمايد و به فرض اگر شك در آن كنيم استصحاب بقاء آن مقتضى است قصاص و يا اخذ ديه سابق همچنان ثابت باشد .