سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

10

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

و امكان دارد بگوئيم : نفس همين تعريف كه مرحوم مصنف نموده براى اخراج فعل صبىّ و مجنون كافى بوده و نيازى به قيد ديگر نداريم زيرا لفظ عمد فعل اين دو را از تعريف بيرون مىكند چه آنكه طبق تفسيرى كه انشاء اللّه عنقريب براى عمد مىنمائيم خواهيم گفت كه عمد عبارتست از قصد بالغ عاقل الخ و بدين ترتيب براى صبى و مجنون اگرچه احتمالا قصد وجود دارد ولى به منزله عدم ملاحظه شده و در نتيجه عمد در ايشان منتفى و غير قابل تحقق است و اين معنا با عبارت مرحوم مصنف بهتر وفق مىدهد چنانچه در آينده انشاء اللّه عبارت مرحوم مصنف خواهد آمد . قوله : و فيه فصول : ضمير در [ فيه ] بتكتاب قصاص راجعست . قوله : و موجبه : يعنى سبب قصاص . قوله : و هو هنا مجاز : ضمير [ هو ] به ازهاق راجعست . قوله : فى اخراجها عن التعلّق بالبدن : ضمير در [ اخراجها ] به نفس برمىگردد . قوله : اذ ليست داخلة فيه : ضمير در [ ليست ] به نفس و در [ فيه ] به بدن عود مىكند . قوله : كما حقق فى محله : مقصود فن فلسفه است كه در آن به اثبات رسيده كه روح در بدن داخل نبوده بلكه ارتباطش به بدن از قبل ارتباط تعلّق است همچون تعلّق آفتاب به اشجار و جبال و دشتها . قوله : لا يجوز اتلافها : ضمير مؤنث به التى كه صفت براى معصومه است راجع مىباشد . قوله : المتكافئه لنفس المزهق لها : كلمه [ متكافته ] يعنى متساوى