سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

80

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

قوله : لانتفاء الاخراج من الحرز فيهما : يعنى فى حق المتشاركين قوله : و وجه الاوّل : يعنى و وجه احتمال اوّل . قوله : تحققه منهما : ضمير مجرورى در [ تحققّه ] به [ اخراج من الحرز ] راجع بوده و ضمير در [ منهما ] به متشاركين برمىگردد . قوله : كتحقّق الهتك بها : ضمير در [ بها ] بشركت راجعست . متن : و لا مع توهم الملك أو الحل فظهر غير ملك و غير حلال كما لو توهمه ماله فظهر غيره ، أو سرق من مال المديون الباذل به قدر ماله معتقدا إباحة الاستقلال بالمقاصة . و كذا لو توهم ملكه للحرز ، أو كونهما أو أحدهما لابنه . شرح فارسى : مرحوم مصنف مىفرماين : قيد پنجم آن بود كه سارق توهم مالكيّت خودش يا حلّيت تصرف در آن را نداشته باشد ، بنابراين اگر شخصى به توهّم اينكه مالى تعلّق به خودش داشته يا اگر مال وى نيست برداشتنش حلال و مباحست لذا اقدام به برداشتن و اخذ آن نمود نبايد دستش را قطع كنند ولو شرائط و قيود ديگر محقّق باشند . شارح ( ره ) مىفرماين : مقصود اينست كه اگر كسى پنداشت كه فلان مال ملك او است يا چنين توهّم كرد كه براى او حلال است و به اعتماد توهّمى كه نموده آن را برداشت و بعدا معلوم شد كه ملكش نبوده يا برايش حلال نيست . مثال موردى كه شخص توهّم ملك نموده و بعدا خلافش معلوم شود به اين ننحو است كه مالى را پنداشت از آن خودش هست و پس از برداشتن آشكار شد كه مال ديگرى است .