سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

74

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

آن را سرقت كند دست هيچكدام از آن دو را قطع نمىكنند . امّا دست مهتك و زائل‌كننده حرز را نمىبرند بخاطر آن‌كه مالى را سرقت ننموده تا دست او را قطع كنند و قطع يد عقوبتى است كه در خصوص شخص سارق ملاحظه شده . و امّا دست سارق را قطع نمىكنند جهتش آنست كه وى مال را از حرز نبرده و شرط قطع يد آنست كه از حرز ربوده شود . قوله : كالصّحراء و الطريق : آنچه بعنوان مثال ذكر گرديده تمام شاهد براى غير حرز مىباشند . قوله : و الرحى : يعنى آسياب ولى منظور از آن اطاقى استكه آسياب در آن نصب شده . قوله : من المواضع المنتابة : كلمه [ منتابة ] مكانى را گويند كه در آن بطور متناوب رفت‌وآمد مىشود و مقصود اماكن عمومى است كه براى هركسى دخول و خروج از آن مجاز است . قوله : و المأذون فى غشيانها : يعنى مكانى كه سارق در دخول و خروج آن مأذون است . قوله : مع عدم مراعاة المالك لماله : اين عبارت قيد است براى تمام امثله . قوله : و لا من حرز فى الاصل : يعنى در اصل حرز بوده ولى پس از آن‌كه بواسط غير سارق از حرز بودن زائل شد سارق مال را از درونش سرقت نمود . قوله : بعد ان هتكه غيره : ضمير منصوبى در [ هتكه ] بحرز راجع بوده و ضمير مجرورى در [ غيره ] به سارق برمىگردد .