سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

40

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

اكراه آن را آشاميده باشد پس اگرچه بين استفراغ و شرب تلازم قطعى و حتمى است ولى اين مقدار از تلازم مثبت آن نيست كه شرب از روى اختيار و ميل واقع شده است . شارح ( ره ) مىفرماين : ولى اين اشكال را مىتوان به اين بيان دفع نمود كه : وقتى بين استفراغ و شرب قبول كرديم كه تلازم هست احتمال اكراه را با اصل مىتوان دفع نمود چه آنكه اكراه و اجبار امرى است بر خلاف اصل و مجرّد احتمال آن مانع از عمل به روايت نمىشود . از اين گذشته اگر واقعا وى را اكراه و اجبار كرده بودند خودش اظهار آن را مىنمود ، پس اينكه مشهود عليه اساسا متعرّض آن نشده و ادّعايش را نكرده خود قرينه بارز و روشنى است كه اكراهى در بين نبوده است . قوله : و لو شهد احدهما : يعنى احد الشاهدين . قوله : لما روى عن على عليه السلام : اين روايت را مرحوم صاحب وسائل در ج ( 18 ) ص ( 480 ) به اين شرح نقل نموده : محمّد بن يعقوب ، از محمّد بن يحيى ، از محمّد بن احمد ، از موسى بن جعفر بغدادى ، از جعفر بن يحيى ، از عبد اللّه بن عبد الرّحمن ، از حسين بن زيد ، از ابى عبد اللّه ، از پدر بزرگوارش عليهما السلام قال : اتى عمر بن الخطّاب بقدامة بن مظعون و قد شرب الخمر ، فشهد عليه رجلان احدهما خصىّ و هو عمرو التّميمى و الآخر المعلّى بن الجارود فشهد احدهما انّه رآه يشرب و شهد الآخر انه رآه يقئ الخمر ، فارسل عمر الى ناس من اصحاب رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فيهم