سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
359
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
و اگر مهاجم پس از آنكه دستش در حال روى آوردن و پايش در وقت فرار كردن قطع گرديد دوباره برگشت و هجوم آورد و اين بار عضو سوّمش قطع شد و مجموع سه عضو قطع شده سرايت كرده و منجر به كشته شدنش گرديد ضمان دافع از نصف به ثلث كاهش پيدا مىكند . قوله : و لا يبدء الّا مع العلم : ضمير فاعلى در [ لا يبدء ] بداففع راجعست . قوله : بقصده : يعنى به قصد مهاجم . قوله : و لو كفّ كفّ عنه : ضمير فاعلى در [ كفّ ] و ضمير در [ عنه ] به مهاجم راجعند . قوله : فان عاد عاد : ضمير در اوّلى به مهاجم و در دوّمى بدافع برمىگردد . قوله : فلو قطع يده مقبلا : ضمير فاعلى در [ قطع ] به دافع و ضمير مجرورى در [ يده ] به مهاجم برمىگردد و مقصود از [ مقبلا ] حالتيست كه مهاجم به شخص روى و حمله مىآورد . قوله : و رجله مدبرا : ضمير در [ رجله ] به مهاجم برگشته و منظور از [ مدبرا ] اينست كه مهاجم فرار نمايد . قوله : ضمن الرجل : ضمير در [ ضمن ] بدافع برمىگردد و وجه ضمان اينست كه گفتيم وقتى مهاجم دست برداشت دافع حق منازعه و دفع او را ديگر ندارد و حال كه وى فرار نمود بر دافع جايز نبود پايش را قطع كند از اينرو در صورت قطع ضامن آنست يعنى ديه پاى قطع شده را بايد بپردازد . قوله : فان سرتا : ضمير تثنيه به قطع دست و پا راجع است و