سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
235
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
ب : او را ظهر روز شنبه بدار مىزنند . در صورت اوّل بايد ابتداء روز سهشنبه او را از دار پائين آورند . و در فرض دوّم ظهر روز سهشنبه لازمست از چوبه دار ويرا به پائين بياورند . ناگفته نماند در اين حكم ( لزوم پائين آوردن محارب از دار پس از انقضاء سه روز ) فرقى نمىكند بين اينكه از اوّل به دار آويختن مرده بوده يعنى جنازهاش را بالاى دار بردهاند يا او را زنده بدار زده و طول سه روز زنده مانده و نمرده باشد يا مقدارى از سه روز را زنده و بقيّهاش مرده باشد و آن در جائيست كه وى را ابتداء زنده بدار كشيدند و در اثناء سه روز مرد و جنازه بر دار بود تا سه روز منقضى گشت . سپس شارح ( ره ) مىفرماين : ظاهرا شبهاى اين ايّام اعتبارى ندارند . بلى ، ميتوان دو شبى را كه بين اين ايّام فاصله ميشوند بالتّبع داخل دانست چه آنكه مرور اين ايّام موقوف بر آن دو مىباشد امّا شب سوّم قطعا داخل نيست نه بالتّبع و نه بالاصالة ، بنابراين اگر وى را اوّل روز به دار آويخته باشند لازم است ابتداء شب سوّم او را از دار پائين بياورند . سپس مىفرماين : محتمل است بگوئيم هرسه شب با ايّام سهگانه معتبر باشند يعنى سه شبانه و سه روز بالاى دار بوده و بيش از آن معطّلش نكند چه آنكه شب در مفهوم روز داخل است . قوله : و لا يترك على خشبته : ضمير در [ خشبته ] به صلب راجع است يعنى وى را روى چوبه دار نگذارند بيش از سه روز بماند .