سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

191

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

فرع اگر سارق دست راستش كه در سرقت اوّل بايد بريده شود پس از سرقت بواسطه امر ديگرى معدوم گرديد حق ندارند دست چپ او را قطع كنند . شارح ( ره ) در ذيل [ فى الرابعة ] مىفرماين : مثلا در همان زندان سرقت نمود يا در خارج زندان به اين امر دست زد به اين نحو كه بخاطر حاجتى او را بيرون آورده تا رفع حاجتش بكند و ظرف اين مدت كوتاهى كه بيرون آمد براى بار چهارم دزدى نمود يا از زندان گريخت و در خارج آن دست به سرقت جديد زد ، بهرتقدير در اين مرتبه او را مىكشند . سپس در ذيل [ لو ذهبت يمينه الخ ] مىفرماين : علّت اين حكم آنست كه حكم به قطع دست راست تعليق گرفته و به حسب فرض قبل از استيفاء حد آن مفقود است و وقتى موضوع حكمى مفقود بود حكم نيز به تبع آن منتفى مىگردد . ولى اگر دست راست پيش از عمل سرقت بواسطه امر ديگرى منتفى و معدوم شده باشد پس در اينكه دست چپ يا پاى چپ را بايد ببرند دو قول مىباشد . و اگر دست چپ نيز نداشته باشد لازم پاى چپ را قطع كنند چنانچه مرحوم علامه به آن قطع پيدا نموده و قبل از ايشان شيخ عليه الرحمه به آن قائل شده است چنانچه اگر پاى چپ نيز نداشته باشد در همان مرتبه اوّل لازم است حبس شود . و محتمل است بگوئيم قطع عضوى كه در آن مرتبه غير منصوص است