سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

154

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

انتقاد شارح ( ره ) سپس در مقام انتقاد مىفرماين : در آنچه تقرير شد مىتوان خدشه و مناقشه نمود زيرا اگر به ملاحظه اجماع ياد شده عمومات را تخصيص داده و ملتزم شويم مخصوص بموردى هستند كه نبّاش از قبر مالى را اخذ نموده حتما بايد به تخصيص ديگر قائل شده و آنها را به صورتى اختصاص دهيم كه مقدار اخذ به حدّ نصاب بوده است و خبر اوّل يعنى حديثى كه از مولانا امير المؤمنين عليه السّلم نقل شد بر اين معنا دلالتش روشنتر و واضحتر از خبر دوّمى است زيرا لفظ حديث آنست كه : قطع دست نمودن نبّاش مانند قطع دست نمودن سارق است يعنى آنچه در قطع يد سارق معتبر است كه از جمله آن‌ها سرقت بحدّ نصاب بوده در قطع يد نبّاش نيز معتبر مىباشد . و در حديث ديگر از جناب علوى سلام اللّه عليه آمده استكه فرمودند : ما به جهت اموات و مردگان خويش دست را قطع كرده همانطوريكه براى زنده‌ها دست مىبريم . اين تعبير نيز همچون حديث مذكور بوده و اشتراط حدّ نصاب را به خوبى مىتوان از آن استفاده كرد . برخى از فقهاء فرموده‌اند : در مرتبه اوّلى كه نبّاش از قبر سرقت مىكند شرط است مال مسروق به قدر نصاب باشد تا دست وى را بتوان قطع نمود امّا در مرّات بعدى اين معنا شرط نبوده بلكه مطلقا او را عقوبت مىكنند زيرا نسبت بدفعات بعد وى را مفسد خوانند نه سارق .