سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
125
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
شهرها اطاقهاى قفلزده يا خزائن قفلشده دكاكين و خانهها بوده اگرچه درب دكاكين و خانه باز باشد . و اصطبل حرز چهارپايان بوده به شرطى كه درب آن بسته باشد و حرز گوسفندان در چرا ديد چوپان بوده چنانچه تقرير آن قبلا گذشت و حرز امتعه بايع در بازارها و جادّهها همينطور بوده و چشم بايع حرز آن مىباشد . تنبيه مرحوم مصنف مىفرماين : يكى از مصاديق حرز مدفون بودن شئ است نسبت به اماكن عمرانى و آباد . بقيد [ عمران ] احتراز جست از موردى متاعى را در خارج شهر و آبادى مثل بيابان و دشت دفن كنند كه دفن نسبت به اين قبيل مواضع حرز محسوب نمىشود اگرچه داخل اطاقى مقفّل آن را دفن كرده باشد ، چه آنكه هيچ خطرى سارق را تهديد نمىكند و از آن طرف عرف نيز به حرز بودن آن حكم نمىكند يعنى چه حرز را اينطور تعريف كنيم كه عبارت است از موضعى كه خطر سارق را تهديد نمايد چنانچه در كلام قيل اين طور تعريف شد و چه آن را بعرف واگذار كنيم بهرتقدير به هيچيك از مناطات و تعاريف مدفون نمودن شئ در غير بلاد و عمران حرز محسوب نمىشود . قوله : لغير المتصرف فيه الدخول اليه : ضمائر مجرورى در [ فيه ] و [ اليه ] به موضع راجع مىباشند . قوله : الّا باذنه : يعنى باذن المتصرّف .