سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
101
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
طورى كه دست پدر را قطع نمىكنند چه آنكه مادر احد الابوين يعنى يكى از دو نفرى است كه سبب براى تولّد فرزند بوده است مضافا به اينكه هردو ( پدر و مادر ) در وجوب تعظيم و احترام فرزند به ايشان باهم مشترك هستند . علامه عليه الرّحمه در كتاب مختلف الشيعة فرمودهاند : در اين فرموده حلبى بأس و اشكالى نيست . ولى به نظر ما رأى صحيح همان فرموده مشهور مىباشد كه بين مادر و پدر فرق هست . ناگفته نماند كه جدّ مادرى يعنى پدر مادر در اين باب حكم مادر را داشته يعنى اگر مال نوه را سرقت نمود دستهايش را بايد قطع كرد . قوله : لانّه لا يعدّ سارقا : ضمير در [ لانّه ] به هاتك راجعست . قوله : و غيرها : مثل اينكه مال نزد كسى به عنوان اجاره يا وكالت در فروش گذاشته شده باشد چه آنكه مستأجر و وكيل از جمله امناء محسوب مىشوند . قوله : و ان نزل : يعنى و ان نزل الولد . قوله : و بالعكس : اين عبارت معطوف به سابقش نيست . قوله : و ان علا : يعنى و ان على الوالد . قوله : كلّ منهما : يعنى كلّ من الولد و الام . قوله : لعموم الآية : يعنى آيه 38 از سوره مائده . قوله : خرج منه : يعنى خرج من العموم . قوله : لانّها احد الوالدين : ضمير در [ لانّها ] به امّ راجعست .