سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

5

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

و ضمير [ هو ] به [ زنا ] راجع بوده و كلمه [ ايلاج ] به معناى [ ادخال ] است و مقصود از ادخال ، ادخال مذكّرى است كه بالغ و عاقل باشد . و در ذيل [ فى فرج امرئة ] مىفرماين : بلكه اگر مرد با مطلق جنس اناث تماس پيدا كرده و وطى كند زنا محقق است اعم از آنكه در قبل بوده يا در دبر باشد . و همانطورى كه مرحوم مصنف فرموده‌اند زنى كه مفعول و مورد وطى واقع مىشود بايد بر مرد حرام بوده و بينشان نكاحى واقع نشده و نيز قابل يعنى زن مملوك فاعل نباشد چنانچه شرط است شبهه‌اى كه موجب اعتقاد حليّت وطى مىگردد در بين نباشد . و سپس در ذيل [ قدر الحشفة ] مىفرماين : اين كلمه منصوب است تا مفعول براى مصدرى كه در صدر كلام واقع شده يعنى [ ايلاج ] باشد و بدين ترتيب معناى عبارت چنين مىشود : زنا عبارتست از ادخال قدر حشفه از مردى كه بالغ و عاقل بوده در فرج زنيكه بر او حرام مىباشد بدون اينكه عقدى يا ملكيّت و يا شبهه‌اى واقع شده باشد . و ايلاج قدر حشفه يا به ادخال خود حشفه است و يا اگر شخص مقطوع الحشفه بوده به اينستكه مقدار آن از بقيه نرينه را در فرج ادخال نمايد . ناگفته نماند البته عبارت مرحوم مصنفف بحسب ظاهر تنها فرض دوّم را شامل مىشود يعنى موردى كه شخص مقطوع الحشفه به مقدار آن از بقيّه نرينه را در فرج ادخال كند چه آنكه تعبير به [ قدر الحشفه ] از شمول خود حشفه آبى مىباشد و ادراج آن در عبارت خالى از تكلّف نيست .