سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
162
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
مزبور صادق باشد . حال اگر زانى در شهرى كه مرتكب زنا شده غريب باشد مثل اينكه براى تجارت يا سياحت آمده وى را از اين شهر به شهر ديگرى غير از وطنش تبعيد مىنمايند . لازم بتذكّر و توجّه است كه مجرم را براى يكسال بايد از وطنش تبعيد كنند . و مقصود از [ سال ] سال قمرى است نه شمسى . اگر مرجم از شهرى كه به آن تبعيد شده قبل از تمام شدن سال به شهر اوّل برگردد او را به همان شهر اعاده داده و مدّتى كه از توقّفش در آن گذشته به حساب زمان تبعيدى او گذاشته مىشود لذا براى بار دوّم كه برگردانده شد بر همان مقدار زمان گذشته بنا مىگذارند اگرچه فاصله بين آن و زمان جديد كه به آن برگردانده شد طولانى و زياد باشد . قوله : دون غيره : يعنى غير رأس . قوله : سواء فى ذلك : مشار اليه [ ذلك ] وجوب تراشيدن سر مىباشد . قوله : المربّى و غيره : كلمه [ مربّى ] ممكن است به صيغه اسم فاعل بوده به معناى كسى كه در تربيت و نگهدارى از مويهاى سرش مراقبت كامل دارد و امكان دارد آن را به صيغه اسم مفعول خواند به معناى موئى كه صاحبش در حفاظت و مراقبتش كوشا است . قوله : و ان انتفت الفائدة فى غيره : كلمه [ ان ] وصليّه بوده و مقصود از [ فائده ] فائده عقوبت مىباشد و ضمير در [ غيره ] به مربّى عود مىكند .