سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
312
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
سپس شارح ( ره ) مىفرماين : قول اين قائل مبتنى بر اينست كه در استحباب طعمه شرط نباشد كه مبلغ زائد به قدر سدس رسيده باشد چه آنكهدر صورت التزام به اين شرط قول قائل جارى نمىباشد در حالى كه اخبار وارد در اين باب در استحباب طعمه بلوغ زائد به مقدار سدس را اعتبار كرده و اين معنا با قول مزبور تنافى دارد . قوله : حيث يستحب سدس الاصل : يعنى اصل ما ترك ميّت . قوله : و قيل سدس ما حصل للولد الذى تقرب به : مقصود از [ الولد ] پدر و مادر ميّت بوده و ضمير فاعلى در [ تقرب ] به جدّ راجعست و ضمير در [ به ] به [ الولد ] بر مىگردد . مثلا در فرضى كه از ميّت دو دختر و تنها پدر باقى مانده باشد و اصل ما ترك شش تومان فرض شود به پدر چنانچه مكرّر گفته شد دوازده ريال از ما ترك مىرسد كه يك تومانش بعنوان فريضه و دو ريالش از باب ردّ است حال بنابر قول مزبور سدس دوازده ريال كه دو ريال بوده بر پدر مستحب است به پدر و مادر خودش بدهد . قوله : مع زيادة النصيب عن السدس : مقصود سدسى است كه بعنوان فريضه بوى مىدهند . قوله : من سدس الاصل و الزيادة : يعنى و تمام زيادى و حاصل كلام آنكه هركدام از سدس اصل ما ترك و زياديكه كمتر بود مستحب است به جدّ داده شود . قوله : بناء على عدم اشتراط بلوغ الزيادد سدسا : يعنى اين قول مبتنى بر اين است كه در استحباب طعمه شرط نباشد كه زيادى بر