سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

284

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

احتمال اوّل : آنكه بگوئيم داخل در ثياب نيستند چه آنكه مفهوم ثياب شامل آنها نمىشود بنابراين از مصاديق حبوه محسوب نمىگردد . احتمال دوّم : در برخى اخبار بجاى [ ثياب ] لفظ [ كسوه ] آمده و پرواضح است مفهوم اين لفظ شامل ايندو مىشود . سپس شارح ( ره ) مىفرماين : ممكن است بين [ قلنسوة ] و ثوبى كه از لبد تهيه مىشود فرق گذارده و بگوئيم : دوّمى يعنى [ قلنسوة ] در آن داخل نيست چه آن‌كه قبول نداريم [ قلنسوة ] يعنى عرق‌چين از مصاديق كسوه باشد و شاهد ما بر اين ادّعاء آن است كه در كفّاره قسم كه لازم است حنث‌كننده كسوه بدهد اگر قلنسوه اعطاء نمايد مجزى نبوده و از وى مقبول نمىباشد و اين شاهد زنده‌اى است بر اينكه قلنسوه كسوه نيست . پس از آن شارح ( ره ) مىفرماين : اگر اجناس مذكور كه از مصاديق حبوه هستند متعدّد بودند مثلا از ميّت سيوف و خواتيم و ثياب و مصاحف باقى مانده باشد پس آن چه از اين اشياء در روايات بلفظ جمع وارد شده همچون ( ثياب ) تمام افرادش حبوه بوده و در ملك فرزند ارشد داخل مىشوند و آنچه از آنها به لفظ مفرد آمده نظير [ سيف ] و [ مصحف ] فرد واحدى از آن حبوه محسوب مىشود . و در اينكه كدام فرد بعنوان حبوه اختصاص به مستحق دارد بايد بگوئيم : از ميان آنها فردى كه غالبا نسبتش را به ميّت ميدهند حبوه بوده و