سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
264
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
[ للذّكر مثل حظّ الانثيين ] بوده و اين آيه اختصاصى به اولاد صلبى و بدون واسطه ندارد چه آنكه بدون شبهه اولاد اولاد ، اولاد است فلذا همسر ايشان بر اجداد حرام بوده و دليل بر حرمت همان آيه [ و حلائل ابنائكم ] است و احدى اين آيه شريففه را اختصاص به همسران اولاد صلبى نداده است . و نيز دختران پسر و نيز دختران دختر نكاحشان بر اجداد حرامست همانطورى كه نكاح دختر بر پدر جايز نيست و دليل آن كلمه [ ابنائكم ] است كه در فرموده حقتعالى آمده و احدى آن را بخصوص بنات صلبى و بدون واسطه معنا نكرده است . و همچنين بر نوه حلال است كه به مواضع زينت جدّه خويش نظر كند چه نوه دخترى بوده و چه پسرى همانطورى كه بر پسر حلال و جايز است به مواضع زينت مادر خود بنگرد و دليل بر اين حكم فرموده حق تعالى است كه فرموده [ او ابنائهنّ او ابناء بعولتهنّ ] . و غير اين ادلّه از امور و شواهدى كه به خوبى دليل هستند بر اينكه اولاد اولاد در حقيقت اولاد محسوب شده و از نظر احكام با ولد صلبى هيچ فرقى ندارند ، بنابراين همانطوريكه مقتضاى للذكر مثل حظ الانثيين اين است كه به پسر دو برابر دختر بايد داد به نوهاى كه پسر باشد نيز بايد دو برابر نوهاى كه دختر است بدهند چه ايشان فرزند دخترى بوده يا از طريق پسر ميّت باشند . مرحوم شارح در جواب سيّد مرتضى مىفرماين : تمام ادلّه و شواهدى كه ذكر شد حقّ بوده و مفادش همان است كه مرحوم سيد فرمودند ولى در عين حال اخبار صحيحهاى وارد شده كه