سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
236
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
سپس شارح ( ره ) مىفرماين : رأى صواب و حق آنست كه وى را نبايد از اين افراد قرار داد و ذكرش را بايد ترك نمود . قوله : ان الوارث مطلقا : چه ذو الفرض بوده و چه غير آن . قوله : و الاخوة من قبلها : يعنى من قبل الامّ . قوله : و الزّوج و الزوجة حيث لا ردّ : امّا زوج مانند موردى كه از ميّت خواهر ابوينى و زوج باقى مانده باشد چه آنكه مال را تنصيف كرده نصف آن را به زوج و نصف ديگرش را به خواهر مىدهند . و امّا زوجه مثل اينكه از ميّت همسر و پدر باقى مانده باشد كه يكهشتم دارائى را به زوجه و تمام باقيمانده را به پسر مىدهند . قوله : فالاب مع الولد يرث بالفرض : مثلا از ميّت پدر و يك پسر باقى بماند كه سدس مال تعلّق به پدر داشته و بقيّهاش مال پسر است . قوله : و مع غيره : يعنى اگر پدر با غير ولد جمع شود مثل اين كه از ميّت پدر و مادر مانده باشد كه در اين صورت ثلث مال به مادر و بقيّهاش از باب قرابت به پدر داده مىشود چنانچه از ميّت اگر تنها پدر مانده باشد تمام مال را از حيث قرابت بوى بايد داد . قوله : و البنات يرثن مع الولد بالقرابة : مثلا از ميّت دو تا دختر يا بيشتر با يك پسر يا بيشتر باقى مانده باشد كه بنات در اينفرض فريضهبر نبوده بلكه از باب للذّكر مثل حظّ الانثيين به آنها ارث ميرسد . قوله : و مع الابوين بالفرض : زيرا از هر شش تومان به هريك از پدر و مادر سدس و دو ثلث ديگر را از باب فريضه به بنات مىدهند