سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

179

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

وجه تسميه اخوه به كلاله مرحوم شارح مىفرماين : اخوه ( برادران و خواهران ) را از اينرو [ كلاله ] ميخوانند كه [ كلاله ] مشتق از لفظ [ كل ] بفتح كاف به معناى [ ثقل ] و سنگينى است چه آن‌كه اخوه و برادران و خواهران ميّت ثقل و بار سنگينى براى پدر ميّت بوده و وظيفه او است كه در جهت مصالح و منافع ايشان سعى و كوشش نمايد با اينكه ايشان از وى متولّد نشده‌اند تا اين امر موجب مزيد اقبال و آرامش نفس و سكونت خاطرش باشد لاجرم نفس تحمل هزينه و مؤنه آنها و موظف بودنش براى اقامه مصالح آنها تكلّف و سنگينى است كه پدر آن را بر دوش خود احساس مىنمايد . و مىتوان گفت وجه تسميه آن به اين اسم آنست كه : كلمه [ كلاله ] مشتق از [ اكليل ] است و اكليل در لغت عبارت است از چيزى شبيه به دستار كه آن را به جواهر و اشياء قيمتى مزيّن مىنمايند چه آنكه احاطه اخوه و دور و بر پدر بودن ايشان همچون احاطه دستار بر سر مىباشد . قوله : و ان حصل له مع ذلك : ضمير در [ له ] به [ اب ] راجع بوده و مشاراليه [ ذلك ] بودن ولد مىباشد . قوله : زيادة بالرّد : مقصود از [ زيادة ] زيادى بر سدس مىباشد . مثلا اگر كسى فوت كرده و از وى پدر و يك دختر باقيمانده و ما تركش شش تومان باشد يك ششم آن‌كه [ يك تومان ] باشد از باب فريضه به