سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
152
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
توافق است و مقسوم عليه آخرى يعنى ( 2 ) وفق آن دو مىباشد . و اگر باقيمانده يك باشد بين آن دو عدد تباين است . مثلا وقتى عدد هفت را به پنج تقسيم كرديم باقيمانده عدد [ دو ] مىشود ، سپس پنج را به دو تقسيم كرده باقيمانده [ 1 ] مىگردد پس معلوم مىشود عدد [ 5 ] و [ 7 ] متباينين هستند . تقسيمات كسر كسر يا منطق است و آن عبارتست از كسور تسعه مشهور يعنى : 10 / 1 ، 9 / 1 ، 8 / 1 ، 7 / 1 ، 6 / 1 ، 5 / 1 ، 4 / 1 ، 3 / 1 ، 2 / 1 عشر ، تسع ، ثمن ، سبع ، سدس ، خمس ، ربع ، ثلث ، نصف و يا اصمّ مىباشد و از آن در اصطلاح حساب به [ جزء ] تعبير مىكنند چنانچه مىگويد : يك جزء از سيزده جزء كه آن را به صورت 13 / 1 مىنويسند . و هركدام از منطق و اصمّ يا مفرد بوده مانند مثالهاى گذشته و مقصود از [ مفرد ] كسرى است كه صورتش واحد باشد . و يا مكرّر است و منظور از كسر مكرر آنست كه صورتش غير از [ يك ] اعداد ديگر باشد مانند : 3 / 2 ، 4 / 3 ، 5 / 4 ، 6 / 5 و غير اينها . دو سوم ، سه چهارم ، چهار پنجم ، پنج ششم و نيز مثل : 11 / 2 12 / 3 دو جزء از يازده جزء ، سه جزء از دوازده جزء