سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

331

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

معناى دوّم يعنى خصوص به مثال اوّل يعنى اوّل ما يملكه و اوّل ما تلده الحاق مىشود . البتّه در جائى كه گوينده اين عبارات قصدش الحاق باشد بدون شبهه و اشكالى صحيح بوده و ايرادى بر او نيست منتهى كلام در صورتى استكه لفظ را مطلق گفته و قصد الحاق نداشته باشد چه آنكه لفظ در چنين صورتى مشترك بين دو معنا است يعنى هم ممكنست از آن عموم مراد بوده و هم خصوص چه آنكه در عبارت اوّل ما تلده مثلا اگر كلمه [ ما ] موصوله باشد مفاد آن عموم است و در فرضى كه مصدريّه تقدير گردد معنا خاص ميگردد و همچنين است در عبارت اوّل ما يملكه . يا در جمله اوّل مولود و اوّل مملوك اگر نكره واقع در اثبات را ناظر به فرد بدانيم مفادش خاصّ است و در صورتى كه آن را با جنس منطبق گردانيم معناى آن عام مىشود و بهر تقدير در جائى كه لفظ بدون قرينه بر تعيين مراد ذكر گردد نمىتوان آن را به هيچيك از دو معنا اختصاص داد چه در مثال اوّل مملوك و اوّل مولود و چه در اوّل ما يملكه و اوّل ما تلده . مگر اينكه گفته شود : بيان و تقريرى كه علماء در اطراف اين عبارات ذكر فرموده‌اند خود قرينه براى الحاق معناى عموم و خصوص به اين الفاظ است زيرا ايشان فرموده‌اند : كلمه [ ما ] ظاهر در موصوله است و در نتيجه معناى آن عموم مىباشد چنانچه نكره واقع در سياق اثبات على الظّاهر بر فرد غير معيّن منطبق است نه جنس از اينرو مقصود از آن خاص مىباشد .