سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
124
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
غيره ، و لو لم يجد من علم انتفائه من يلاعن بينهما لم يفده نفيه مطلقا و في جواز التصريح به نظر ، لانتفاء الفائدة . مع التعريض بالقذف إن لم يحصل التصريح . شرح فارسى : مرحوم مصنّف مىفرماين : ولى بدون علم باختلال شروط الحاق نفى ولد بر صاحب فراش حرام است اگر چه ظنّ به انتفاء داشته يا احيانا صفات مولود با وى اختلاف داشته باشد . شارح ( ره ) مىفرماين : ضمير فاعلى در [ يحرم ] به نفى ولد بر صاحب فراش راجع بوده و ضمير مجرورى در [ بدونه ] به علم صاحب فراش به اختلال شروط الحاق عائد مىباشد و مقصود از ظن بانتفاء مولود از صاحب فراش اينستكه چون به زنا دادن مادر طفل گمان دارد يا عارضه ديگرى او را مظنون نموده لاجرم تعلّق طفل بوى موهوم و انتفائش از او مظنون گرديده است . و سپس در ذيل [ او خالفت صفاته صفاته ] مىفرماين : زيرا صرف اختلاف صفات مجوّز نفى ولد نبوده چنانچه اتّفاق آنها مدخليّتى در الحاق ندارد چه آنكه خالق متعال بر هرچيز قادر و توانا است و حكم بالحاق مبنى بر ظاهر است زيرا ظاهر مقتضى آن استكه ولد ملحق به فراش باشد نه غير آن . فرع اگر صاحب فراش علم به منتفى بودن ولد داشت ولى كسى را كه بين او و همسرش طرح لعان بريزد نيافت نفى و سلب مولود از خودش بىفائده و لغو است چه بنحو صريح بوده و چه بطور كنايه و اشاره باشد ،