سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
83
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
نمودهاند چه از مرحوم شيخ و چه از ناحيه مصنّف رحمه اللّه تمام مورد نظر و اشكال است . اما اينكه مرحوم مصنّف درباره ايشان فرمود : و قد قال بعض الاصحاب و با اين تعبير وى را از اصحاب اماميّه قرار داد به نظر تعبير صحيحى نيست زيرا عبد اللّه مذهبش فطحى است و اين مرام از نظر علماء حقّه و دانشمندان شيعه فاسد و باطلست ، لذا چگونه كسى كه معتقد به اين عقيده هست در زمره اصحاب ما مىتواند باشد . و امّا روايت كه عبد اللّه در اينجا نقل نمود معلوم نيست حق و صحيح باشد زيرا اگر روايت مذكور حق مىبود صحيح نبود كه مرحوم مصنّف مضمون آن را رأى عبد اللّه قرار دهد چه آنكه از نظر ما اجتهاد با وجود روايت باطلست . و از اين مناقشات كه صرف نظر بكنيم اساسا سند روايت مختلف است چه آنكه عبد اللّه يك بار آن را به رفاعة نسبت داده و بار ديگر به زرارة منسوب نموده است و با اين دو استناد مضمون حديث را منسوب به خود و اجتهاد خويش دانسته است . و جاى بسى تعجّب و شگفت است كه مرحوم شيخ الطائفه با ادّعاى اجماع مزبور بر تصحيح روايات عبد اللّه فرمودهاند : عبد اللّه اين روايت را به زراره منسوب نمود تا بدين وسيله مذهب و قولى را كه اختيار نموده و به آن فتوى داده است نصرت نمايد زيرا وى مىدانست كه اصحاب آنچه را كه مستند به رأى او است از وى نمىپذيرند لاجرم به منظور تحميل قولش چنين حيلهاى به خرج داده است .